زندگینامه معلم بسیجی شهید عبدالرضا محمدی بردبری
ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون (قرآن کریم)
شهدای عزیز در جوار باریتعالی آسوده خاطر بخوابید که ملت شما پیروزند واین پیروزی را از دست نخواهند داد (حضرت امام خمینی ره)
زندگینامه
معلم بسیجی شهید عبدالرضا محمدی بردبری
شهید عبدالرضا محمدی بردبری فرزند حاج محمد ذاکر در سال 1348در خانواده ای مومن ،مذهبی و متدین در روستای بردبر از توابع شهرستان لردگان دیده به جهان گشود تحصیلات ابتدایی را باموفقیت در دبستان محل سکونت خویش به پایان برد وجهت ادامه تحصیل راهی مدرسه راهنمایی باقریه بروجن شد ودراین مقطع تحصیلی با کسب امتیازاتی در علم ودانش مقطع راهنمایی را سپری کرد ودر ادامه تحصیلات متوسطه در دانشسرای تربیت معلم باقریه شهرستان بروجن ثبت نام و به ادامه تحصیل پرداخت در وسط سال تحصیلی با شوق و علاقه ای که نسبت به امام وانقلاب وجنگ داشت جهت فراگیر فنون نظامی راهی پادگان آموزشی امام حسن (ع ) شد وبعداز طی آموزش نظامی بسیج راهی جبهه های حق علیه باطل شد ودر چندین عملیات درقالب دلاور مردان تیپ قمربنی هاشم (ع) شرکت داشتند ودر عملیات والفجر هشت در جمع رزمندگان سپاه اسلام در فتح فاو عراق به رسالت انقلابی خویش عمل نمود.
شهید بزرگوار از جمله افرادی بودند که در تاسیس و شکل گیری بسیج روستای بردبر نقش حساس داشتند.............
شهید بزرگوار از جمله افرادی بودند که در تاسیس و شکل گیری بسیج روستای بردبر نقش حساس داشتند ودر اکثر مواقع داوطلبانه در گشت و نگهبانی بسیج محل حضور داشتند و اکثر عصر پنج شنبه ها که از بروجن به روستای بردبر می آمدند با قرآنی که همیشه همراه داشت در جوار مزار مطهر شهید فریدون محمدی قرار می گرفت ومدتی را با خواندن قرآن و نماز و دعا طی میکرد و سر انجام عشق به امام و شهیدان و جنگ با دشمن آرامش نگذاشت ودر تاریخ 10/9/1365با خیل سپاهیان صد هزارنفری حضرت محمد(ص) از بسیج شهرستان بروجن با دوستان و معلمان خود راهی دفاع از کیان اسلامی شد (یاد و نام معلم شهید جهانگیر روا بروجنی) با نام شهید عبدالرضا محمدی باهم عجین شده بود اما شهید بزرگوار به جمع رزمندگان یگان دریایی تیپ قمر بنی هاشم (ع) رفت در گروهان حضرت علی اصغر(ع) به فرماندهی شهید نصر قرار گرفت ودر عملیات کربلای 4در تاریخ 4 دی ماه 1365درمنطقه ام الرصاص خرمشهر به خیل ملکوتیان پیوست و روح بی قرارش در جوار خدای خویش آرام گرفت وبه آسمانها پرواز کرد.
نشان دادن محل قبر خود دوسال قبل از شهادت
شهید عبدالرضا محمدی بردبری است در سال 1348 در روستای بردبر از توابع شهرستان لردگان در خانواده ای مومن و مذهبی در زیرعلم وخیمه گاه امام حسین (ع) دیده به جهان گشود ،در یکی از روزهای سال 1363 به اتفاق مادر بزرگوارش مسیر 3 کیلومتری سه راه بردبر تا روستا را باید پیاده طی می نمود درگردنه مشرف به روستا امامزاده پیرمحمد(ع) و مزارشهید فریدون محمدی قرار داشت ،شهید و مادر برای زیارت واستراحت به سوی امامزاده وگلزار شهید فریدون رفتند بعد از زیارت وادای احترام وفاتحه به محضر شهید ،مادر شهید نقل کرد که دیدم عبدالرضا آرام وباخنده کنار مزار شهید فریدون خوابید وگفت: مادر اینجا جای من است ،مادر شهید گفت: ناراحت شدم وگفتم خدانکنه ،عبدالرضا گفت: مادر، برام دعا کن خیلی سعادت می خواد کسی اینجا خاک بشه.
اما ازاین واقعه دوسال گذشت در سال 1365عبدالرضا محمدی در عملیات کربلای 4 به فیض عظیم شهادت نائل شدوآرام وبیقرار در جوار شهید فریدون محمدی در همان محلی که خود به مادر نشان داد به خاک سپرده شد.
مادر شهید بارها می گفت: چه رازی را شهیدم می دانست که من نمی دانستم وشدید گریه می کرد.
اما مادر در وصف شهید می گفت: عبدالرضا به امام حسین (ع) وحضرت عباس (ع) اقتدا کرد وباید هم حسینی باشد وماهم باید مثل حضرت زینب (س) باشیم.
شهید عبدالرضا عصر پنج شنبه ها در جوار شهید فریدون می آمد وقرآن کوچک جیبی خود رادر می آورد وقرآن می خواند وبعداز آن دعا وزیارت عاشورا و....که این حرکت با اجابت دعا و راز ونیازش مستجاب شد ودر جوار شهید فریدون محمدی بی قرار به خاک سپرده شد.
وصیت نامه معلم بسیجی شهید عبدالرضا محمدی بردبری
ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتابل احیاءعند ربهم یرزقون
و کسانیکه در راه خدا کشته میشوند مرده مپندارید بلکه زنده اند ونزد پروردگارشان روزی می گیرند قال صادق (ع) کونوا لنا زینا ولا تکونواعلینا شینا ::: برای ما زینت باشید و برای ماننگ نباشید.
سپاس و ستایش خداوندی را که با فرستادن سفیرانی انسان را از گمراهی و ضلالت نجات داد. سلام بر مهدی موعود آخرین سلسله امامت ودرود برنایب برحقش حضرت امام خمینی که با رهبری های پیامبر گونه خود جامعه مارا نجات دادو پرده ظلمت و تاریکی را درید ولانه عنکبو تیان را در هم ریخت و نور را به ارمغان آورد. سلام بر شما امت شهید پرور که همیشه با پیروی از رهبر خود نقشه های شوم دشمنان را نقش برآب می کنید، با استقامت و هوشیاری خود امید آنهایی که عمال داخلی شیطانند و موذیانه به گوشه ای می خزیده بی شرمانه آب به آسیاب دشمن می ریزند به یاس تبدیل نموده اید و بدانند که لحظه به لحظه به سوی هلاکت پیش می روند وشیطان رانده شده آنها را به دنبال خود به دوزخ می برد.
امروز راه برحسینیان و ملکوتیان روشن است و عاشقان لقاءالله قدم در آن راه دارندو آنها رستگارانند.
پدر جان: من امروز بهترین راه مردن که همان شهادت است را آگاهانه انتخاب نموده ام یعنی همان مرگی که اولین شهید محراب علی (ع)در آغوش کشید .خدا راشکر کن و سپاسگزار باش که هدیه ای از تو قبول نموده و خوشحالم که به آرزویم رسیدم ووظیفه شیعه بودن و رهرو امام بودن را انجام دادم .
از شما می خواهم که لحظه ای در پاسداری از ره آوردهای انقلاب غفلت نکنید واز امام جدا نشوید.
امروز دست دشمن قسم خورده اسلام از آستین صدام بیرون آمد و او با عدهای خدا نشناس که سر سپرده اند ملت دو کشور را وارد جنگ نموده و از هر طرف کشته شوند به نفع آنهاست چون ضربه ای به اسلام است و ما وظیفه داریم برای رهایی آنها از پای ننشینیم و اسلام را یاری کنیم.
مادرم : در فقدان من گریه نکن که باعث شادی دشمن گردد واگر خواستی گریه کنی امام حسین (ع) و حضرت زینب (س)را بیاد آور و گریه کن و چنانچه نافرمانی کردم مرا ببخش و صبور و شکیبایی را فرموش نکن.
برادران و خواهران، اقوام وبستگان به هوش باشید امروز روز امتحان و آزمایش است جبهه ها را خالی نگذارید واز هر گونه کمکی که از دستتان می آید کوتاهی نکنید و از خدا بخواهید نهایتا شهادت را نصیب کند واز او میخواهیم موجب زینت و افتخار اسلام وانبیاءبه فرموده امام صادق (ع) باشیم.جز قدم برداشتن در راه آنها نیست ونشستن در خانه به طوریکه بی تفاوت سبب شکست اسلام است وبرای امت اسلامی ذلت ببار می آورد .شهادت در مکتب چیزی است که مردم عاشقانه وبا راز ونیاز به درگاه خداوند بسوی آن می شتابند و به چنین مرحله ای میرسند.
چنین نیست که بعضی گمان کنند بعلت رفتن یا نرفتن است بیاد آرید امام حسین (ع) را که اهل خانواده اش را از مدینه به سوی سرزمین سوزان کربلا می آورد وخود در روز عاشورا با هفتاد و دوتن از یارانش اسیر می شوند.
ان الله شاءان یراک قتیلا... و این خواست خدا بود که تو کشته شوی ...
وچه خوب است که این کشته شدن در راه خدا و زنده نمودن دین اسلام باشد. عزیزان سعی کنید زیر بار ذلت نروید و شهادت در راه خدا که از عسل شیرین تر است را انتخاب کنید.
والسلام
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
جنگ جنگ تا پیروزی
عبدالرضا محمدی
از سنگرمقدس مدرسه تا سنگر دفاع مقدس
دوران رفتن به دبستان را با بدرقه پدر ومادر زیر قرآن شروع کردهمان زمان با تمسک به قرآن کریم وعشق به اهل بیت علیهم السلام همه روزه راه مدرسه تا خانه و بالعکس رامی پیمود از دبستان با نام خدا آشنا شد و آرام و آرام با نام خدا و ائمه (ع)خود را برای رسیدن به هدفی بزرگ آماده می ساخت زمستانهای سرد وسخت بردبر را پس از پنج سال تحصیل موفق در دبستان بردبر طی و رهسپار دیار غربت شد رفت در شهر بروجن تادر مدرسه راهنمایی باقریه(ع) بروجن به تحصیل بپردازد اما در آنجا نیزبا دوستان زیادی آشنا شد یادم هست روز اولی که شهید عبدالرضا به اتفاق پدر بزرگوارش حاج محمدذاکر وارد حیاط مدرسه باقریه شد تمام دانش آموزان همشهری اش که هم کلاس وی در دبستان بودند از پشت پنجره کلاس او را نظاره گر بودند و شوق می کردند که عبدالرضا هم به جمع آنان آمده اما نمی دانستند که عبدالرضا با هم کلاسی ها و معلمانی در همین مدرسه آشنا و رفیق خواهد شد که روزی شهدای همیشه زنده انقلاب اسلامی خواهند بود خلاصه سه سال تحصیل در مقطع راهنمایی را با موفقیت طی کرد در مقطع متوسطه در دانشسرای تربیت معلم باقریه شهر ستان بروجن ثبت نام و شروع به ادامه تحصیل می نماید با ثبت نام در بسیج بروجن جهت گذراندن فنون نظامی راهی پادگان آموزشی امام حسن (ع) وردنجان شهرکرد می شود او که در کودکی در خانه اشان در ایام محرم مجلس عزای امام حسین (ع) با درس وفاداری و واقعه عاشورا آشناشد ،با پوشیدن لباس مقدس و خاکی بسیچ آرام نگرفت و چندین بار ودر چند عملیات از جمله والفجر هشت همدوش رزمندگان تیپ قمر بنی هاشم (ع) در فتح فاو عراق مشارکت داشت ودر ادامه تحصیل در دانشسرای باقریه بروجن با معلم ارزشی و انقلابی خود شهید جهانگیر روابروجنی و همکلاسی های خوبی چون شهید طهماسبی و ،فتحی و....................... به ادامه تحصیل پرداخت و در دفاع مقدس در رفتن به جبهه ها گوی سبقت را ربود ودر تاریخ 10/9/1365با سپاهیان صد هزار نفری حضرت محمد(ص) از بروجن عازم جبهه ها شد و به یگان دریایی(گردان آبی خاکی نوح) - گروهان حضرت علی اصغر (ع) در تیپ قمر بنی هاشم (ع) ملحق شد در عملیات کربلای چهار در منطقه ام الرصاص نهر عرایض (اروندرود خرمشهر ) در نبردی سنگین با دشمن بعث درتاریخ 4/10/1365 مورداصابت تیر مستقیم دشمن قرار گرفت و روح بی قرارش در آسمانها پرواز نمود و به دوستان شهیدش پیوست و پس از تشییع بردستان همشهریها و دوستان خود در زادگاهش روستای بردبر در جوار شهید فریدون محمدی به خاک سپرده شد.
یادی که در دلها هرگز نمی میرد یاد شهیدان است
شوری که در دلها پایان نمی گیرد نام شهیدان است
خصوصیات بارزاخلاقی
عبدالرضا محمدی فردی با اخلاق حسنه وپسندیده، اهل نماز و تقوا بود به ائمه معصومین علیهم السلام بویژه امام زمان (عج) علاقه خاص داشت، به امام خمینی(ره) و ولایت فقیه اعتقاد قوی داشت و در هر برنامه ای یا نامه ای درود و سلام بر امام و شهیدان و عرض ادب به امام عصر (عج) از اهم موضوع وی بود ،صله ارحام وسرکشی و دیدار با اقوام و بستگان به طور متداوم و بانظم در کارهای ایشان قرار داشت، احترام به والدین و دیگران و توجه به خواسته های آنان بسیار برایش با اهمیت بود ، همیشه خنده برلبان وی نمایان بود وهرگز باخشم وتندی باکسی برخورد ی نکرد، شوخ طبع و بااخلاق بود، کمک به نیازمندان در برنامه های هفتگی وی قرار داشت، هیچگاه درجایی که غیبت دیگران می شد نمی ماند و تاکید می کرد مراقب باشید خداناظر است ،اهل مطالعه و تفکر بود بیشتر کتابهایی در ابعاد شخصیتی حضرت امام (ره) و انقلاب اسلامی وولایت فقیه وقیام وانقلاب امام زمان(عج) وشهدای انقلاب مطالعات عمیق داشت، ایشان در تمام ابعاد زندگی معلم اخلاق بود وبه مکتب عاشورا وشهدای نهضت کربلا در همه امور مادی و معنوی وتحصیلی وکار و تلاش در کنار پدر و برادران وبستگان توجه ویژه ای داشت، در آیات قرآن ودعای کمیل و توسل و زیاررت عاشورا عمیقا تدبر می نمود ، به سبب اخلاق نیکو و توجه به دوست، دوستان زیادی داشت و همیشه جویای احوال دوستان خود بود هیچ دوستی را کمتر از برادر نمی دانست، در نامه ها و دست نوشته های خود هرگز از یاد و نام پروردگار متعال وائمه (ع) غافل نبود، عیلرغم اینکه خانواده از وضع مادی خوبی برخوردار بودند همیشه ساده زیست وبی آلایش بود و اصلا تجمل گرا و مادی نبود، در برخوردها عاطفی و بااخلاق شایسته و نیکو عمل میکرد ، اهل بخشش واحسان بود.
به نماز اول وقت توجه خاص داشت وذکر خدای خویش را همیشه برلب داشت
روحش شاد و یادش گرامی باد
بیقرار
من بیقرار ذکرهای آخرینم
من بیقرار خیبر وفتح المبینم
آغوش من آرامگاه صد شهید است
چشمان من زائربه رگهای برید است
من زائر مصداق های سرخ مرگم
من داغدار غنچه های برگ برگم
پایم درون قتلگاه فکه گیر است
قلبم میان تنگه چزابه اسیر است
چشمان من مبهوت بستان وجفیر است
من عابدوسنگر برایم همچودیر است
ای لاله های سرخ آه ای فاطمیون
آه ای طلایه ای شلمچه ای مجنون
رفتید ای یاران ولی جامانده ام من
ای کاروان تنهای تنها مانده ام من
لبیک ها لبیک ها آخر کجایید
با حنجر سکوت من بیعت نمایید
همسنگرم بشکن حدیث غربت من
ای شمع ،الرحمن بخوان برتربت من
من جرعه نوش ساغر روز الستم
آن روز من با فاطمه(س) میقات بستم
مولای من ،مولای من ،من با توهستم
تنها گذارم گرتورا ،نامرد هستم
بسم رب الشهداء والصدیقین
آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست خون چکیداز شاخ گل ابر بهاران راچه شد
صدهزاران گل شگفت وبانگ مرغی بر نخاست عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
***************************************************************
ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون (قرآن کریم)
شهدای عزیز در جوار باریتعالی آسوده خاطر بخوابید که ملت شما پیروزند واین پیروزی را از دست نخواهند داد (حضرت امام خمینی ره)
زندگینامه
معلم بسیجی شهید عبدالرضا محمدی بردبری
شهید عبدالرضا محمدی بردبری فرزند حاج محمد ذاکر در سال 1348در خانواده ای مومن ،مذهبی و متدین در روستای بردبر از توابع شهرستان لردگان دیده به جهان گشود تحصیلات ابتدایی را باموفقیت در دبستان محل سکونت خویش به پایان برد وجهت ادامه تحصیل راهی مدرسه راهنمایی باقریه بروجن شد ودراین مقطع تحصیلی با کسب امتیازاتی در علم ودانش مقطع راهنمایی را سپری کرد ودر ادامه تحصیلات متوسطه در دانشسرای تربیت معلم باقریه شهرستان بروجن ثبت نام و به ادامه تحصیل پرداخت در وسط سال تحصیلی با شوق و علاقه ای که نسبت به امام وانقلاب وجنگ داشت جهت فراگیر فنون نظامی راهی پادگان آموزشی امام حسن (ع ) شد وبعداز طی آموزش نظامی بسیج راهی جبهه های حق علیه باطل شد ودر چندین عملیات درقالب دلاور مردان تیپ قمربنی هاشم (ع) شرکت داشتند ودر عملیات والفجر هشت در جمع رزمندگان سپاه اسلام در فتح فاو عراق به رسالت انقلابی خویش عمل نمود
شهید بزرگوار از جمله افرادی بودند که در تاسیس و شکل گیری بسیج روستای بردبر نقش حساس داشتند ودر اکثر مواقع داوطلبانه در گشت و نگهبانی بسیج محل حضور داشتند و اکثر عصر پنج شنبه ها که از بروجن به روستای بردبر می آمدند با قرآنی که همیشه همراه داشت در جوار مزار مطهر شهید فریدون محمدی قرار می گرفت ومدتی را با خواندن قرآن و نماز و دعا طی میکرد و سر انجام عشق به امام و شهیدان و جنگ با دشمن آرامش نگذاشت ودر تاریخ 10/9/1365با خیل سپاهیان صد هزارنفری حضرت محمد(ص) از بسیج شهرستان بروجن با دوستان و معلمان خود راهی دفاع از کیان اسلامی شد (یاد و نام معلم شهید جهانگیر روا بروجنی )با نام شهید عبدالرضا محمدی باهم عجین شده بود اما شهید بزرگوار به جمع رزمندگان یگان دریایی تیپ قمر بنی هاشم (ع )رفت در گروهان حضرت علی اصغر (ع) به فرماندهی شهید نصر قرار گرفت ودر عملیات کربلای 4در تاریخ 4/10/1365درمنطقه ام الرصاص خرمشهر به خیل ملکوتیان پیوست و روح بی قرارش در جوار خدای خویش آرام گرفت وبه آسمانها پرواز کرد.
یادی که در دلها هرگز نمی میرد یاد شهیدان است شوری که در دلها پایان نمی گیرد نام شهیدان است
روحش شاد ویادش تا ابد در دلهای عاشقان حسین فاطمه (س )زنده باد
بسم الله الرحن الرحیم
وصیت نامه معلم بسیجی شهید عبدالرضا محمدی بردبری
تاریخ ومحل تولد::1348روستای بردبرتوابع شهرستان لردگان
تاریخ ومحل شهادت ::خرمشهر ام ا لرصاص عملیات
کربلای چهار(4/10/ 1365)
ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتابل احیاءعند ربهم یرزقون
وکسانیکه در راه خدا کشته میشوند مرده مپندارید بلکه زنده اند ونزد پروردگارشان روزی می گیرند
قال صادق (ع) کونوا لنا زینا ولا تکونواعلینا شینا ::: برای ما زینت باشید و برای ماننگ نباشید
سپاس و ستایش خداوندی را که با فرستادن سفیرانی انسان را از گمراهی و ضلالت نجات داد . سلام بر مهدی موعود آخرین سلسله امامت ودرود برنایب برحقش حضرت امام خمینی که با رهبری های پیامبر گونه خود جامعه مارا نجات دادو پرده ظلمت و تاریکی را درید ولانه عنکبو تیان را در هم ریخت و نور را به ارمغان آورد. سلام بر شما امت شهید پرور که همیشه با پیروی از رهبر خود نقشه های شوم دشمنان را نقش برآب می کنید ،با استقامت و هوشیاری خود امید آنهاییکه عمال داخلی شیطانند و موذیانه به گوشه ای می خزیده بی شرمانه آب به آسیاب دشمن می ریزند به یاس تبدیل نموده اید و بدانند که لحظه به لحظه به سوی هلاکت پیش می روند وشیطان رانده شده آنها را به دنبال خود به دوزخ میبرد.
امروز راه برحسینیان و ملکوتیان روشن است و عاشقان لقاءالله قدم در آن راه دارندو آنها رستگارانند
پدر جان:من امروز بهترین راه مردن که همان شهادت است را آگاهانه انتخاب نموده ام یعنی همان مرگی که اولین شهید محراب علی (ع)در آغوش کشید .خدا راشکر کن وسپاسگزار باش که هدیه ای از تو قبول نموده و خوشحالم که به آرزویم رسیدم ووظیفه شیعه بودن و رهرو امام بودن را انجام دادم .
از شما می خواهم که لحظه ای در پاسداری از ره آوردهای انقلاب غفلت نکنید واز امام جدا نشوید.
امروز دست دشمن قسم خورده اسلام از آستین صدام بیرون آمد واوبا عده ای خدانشناس که سر سپرده اند ملت دو کشور را وارد جنگ نموده واز هر طرف کشته شوند به نفع آنهاست چون ضربه ای به اسلام است و ما وظیفه داریم برای رهایی آنها از پای ننشینیم و اسلام را یاری کنیم.
مادرم : در فقدان من گریه نکن که باعث شادی دشمن گردد واگر خواستی گریه کنی امام حسین (ع) و حضرت زینب (س)را بیاد آور و گریه کن و چنانچه نافرمانی کردم مرا ببخش و صبور و شکیبا یی را فرموش نکن.برادران و خواهران :اقوام وبستگان به هوش باشید امروز روز امتحان و آزمایش است جبهه ها را خالی نگذارید واز هر گونه کمکی که از دستتان می آید کوتاهی نکنید واز خدا بخواهید نهایتا شهادت را نصیب کند واز او می خواهیم موجب زینت و افتخار اسلام وانبیاءبه فرموده امام صادق (ع) باشیم.جز قدم برداشتن در راه آنها نیست ونشستن در خانه به طوریکه بی تفاوت سبب شکست اسلام است وبرای امت اسلامی ذلت ببار می آورد .شهادت در مکتب چیزی است که مردم عاشقانه وبا راز ونیاز به درگاه خداوند بسوی آن می شتابند و به چنین مرحله ای میرسند.چنین نیست که بعضی گمان کنند بعلت رفتن یا نرفتن است بیاد آرید امام حسین (ع) را که اهل خانواده اش را از مدینه به سوی سرزمین سوزان کربلا می آورد وخود در روز عاشورا با هفتاد و دوتن از یارانش اسیر می شوند .
ان الله شاءان یراک قتیلا... و این خواست خدا بود که تو کشته شوی ...
وچه خوب است که این کشته شدن در راه خدا و زنده نمودن دین اسلام باشد . عزیزان سعی کنید زیر بار ذلت نروید و شهادت در راه خدا که از عسل شیرین تر است را انتخاب کنید و ا لسلام
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
جنگ جنگ تا پیروزی
عبدالرضا محمدی
بسم رب الشهداء
از سنگرمقدس مدرسه تا سنگر دفاع مقدس
زندگی سراسر عشق معلم شهید عبدا لرضا محمدی بردبری
آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست
خون چکید از شاخ گل ابر بهاران را چه شد
صد هزاران گل شگفت وبانگ مرغی بر نخاست
عندلیبان چه پیش آمد هزاران را چه شد
دوران رفتن به دبستان را با بدرقه پدر ومادر زیر قرآن شروع کردهمان زمان با تمسک به قرآن کریم وعشق به اهل بیت علیهم السلام همه روزه راه مدرسه تا خانه و بالعکس رامی پیمود از دبستان با نام خدا آشنا شد و آرام و آرام با نام خدا و ائمه (ع)خود را برای رسیدن به هدفی بزرگ آماده می ساخت زمستانهای سرد وسخت بردبر را پس از پنج سال تحصیل موفق در دبستان بردبر طی و رهسپار دیار غربت شد رفت در شهر بروجن تادر مدرسه راهنمایی باقریه(ع) بروجن به تحصیل بپردازد اما در آنجا نیزبا دوستان زیادی آشنا شد یادم هست روز اولی که شهید عبدالرضا به اتفاق پدر بزرگوارش حاج محمدذاکر وارد حیاط مدرسه باقریه شد تمام دانش آموزان همشهری اش که هم کلاس وی در دبستان بودند از پشت پنجره کلاس او را نظاره گر بودند و شوق می کردند که عبدالرضا هم به جمع آنان آمده اما نمی دانستند که عبدالرضا با هم کلاسی ها و معلمانی در همین مدرسه آشنا و رفیق خواهد شد که روزی شهدای همیشه زنده انقلاب اسلامی خواهند بود خلاصه سه سال تحصیل در مقطع راهنمایی را با موفقیت طی کرد در مقطع متوسطه در دانشسرای تربیت معلم باقریه شهر ستان بروجن ثبت نام و شروع به ادامه تحصیل می نماید با ثبت نام در بسیج بروجن جهت گذراندن فنون نظامی راهی پادگان آموزشی امام حسن (ع) وردنجان شهرکرد می شود او که در کودکی در خانه اشان در ایام محرم مجلس عزای امام حسین (ع) با درس وفاداری و واقعه عاشورا آشناشد ،با پوشیدن لباس مقدس و خاکی بسیچ آرام نگرفت و چندین بار ودر چند عملیات از جمله و ا لفجر هشت همدوش رزمندگان تیپ قمر بنی هاشم (ع) در فتح فاو عراق مشارکت داشت ودر ادامه تحصیل در دانشسرای باقریه بروجن با معلم ارزشی و انقلابی خود شهید جهانگیر روابروجنی و همکلاسی های خوبی چون شهید طهماسبی و ،فتحی و....................... به ادامه تحصیل پرداخت و در دفاع مقدس در رفتن به جبهه ها گوی سبقت را ربود ودر تاریخ 10/9/1365با سپاهیان صد هزار نفری حضرت محمد(ص) از بروجن عازم جبهه ها شد و به یگان دریایی(گردان آبی خاکی نوح) - گروهان حضرت علی اصغر (ع) در تیپ قمر بنی هاشم (ع) ملحق شد در عملیات کربلای چهار در منطقه ام الرصاص نهر عرایض (اروندرود خرمشهر ) در نبردی سنگین با دشمن بعث درتاریخ 4/10/1365 مورداصابت تیر مستقیم دشمن قرار گرفت و روح بی قرارش در آسمانها پرواز نمود و به دوستان شهیدش پیوست و پس از تشییع بردستان همشهریها و دوستان خود در زادگاهش روستای بردبر در جوار شهید فریدون محمدی به خاک سپرده شد
یادیکه در دلها هرگز نمی میرد یاد شهیدان است شوری که در دلها پایان نمی گیرد نام شهیدان است
بسم رب الشهداء والصالحین
عنوان تحقیق: پلاک بی نشان کربلای چهار
بر اساس زندگی معلم بسیجی شهید
عبدالرضا محمدی بردبری
محقق:مرتضی محمدی بردبری
دانشجوی دوره :کاردانی روابط عمومی
استاد مشاور:جناب آقای مهندس یدالله بهرامی
معاون محترم آموزشی دانشگاه جامع علمی کاربردی شهرستان لردگان
فروردین ماه 1389
شهادت و مقام شهيد
قالَ الله تعالى : وَ لاتَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فى سَبيلِ اللهِ اَمْواتٌ بَلْ اَحْياءٌ وَ لكِنْ لاتَشْعُرونْ.1
از اعظم قربات و اجلّ مقامات و درجات، شهادت فى سبيل الله است.
شهادت در راه خدا، در راه اعلاى كلمة الله، در راه احياى امرالله، در راه دفاع از دين و حدود و ثغور و نواميس مسلمين.
شهيد و شهدا، سعادتمندان و پاكبازانى هستند كه در ميدان جهاد فى سبيل الله از مرگ واهمه و انديشه اى ندارند، و نصرت حق و يارى دين خداو جهاد با دشمنان خدا را فوز عظيم مى دانند. و از ميان بارش باران اسلحه دشمن، خود را مظفّر و پيروز و نايل به احدى الحسنيين مى شمارند. اعلاى كلمه اسلام و بقاى دين و عزّت و شوكت مسلمين، همه از بركت فداكاريها و جانبازيهاى اين رادمردان از جان گذشته است.
در غزوات صدر اسلام، آنان كه در ركاب پيامبر اعظم، صلّى الله عليه و آله و سلّم، حقّ جهاد و شجاعت و مردانگى و ايثار و اخلاص و علاقه به حق را ادا كردند، فداكارانى بودند كه در رأس آنها و شخص اول آنها، فارس غزوات و ليث بى مانند غابات، قاتل سران كفر و شرك و فاتح قلاع جهل و استكبار، اميرالمؤمنين، امام على، عليه السّلام، بود كه در طول تاريخ پر از فراز و نشيب اسلام، هر كجا و در هر زمان و در هر عصر و توفان و هر سختى و بلا و هجوم اعدا، خط شهيد و شهادت و فرهنگ ايثار و فداكارى امت اسلام را سربلند و سرافراز نموده است.
خطى كه قيام سيدالشهدا، رهبر آزادمردان جهان، حضرت امام حسين، عليه السّلام، و يارانش را بوجود آورد و آن رستخيز عظيم را كه تا دنيا باقى و برقرار است همچنان در برابر كفر و ظلم يزيديان هر عصر و زمان در ستيز است، بر پاكى و واقعيت معنايى را كه در اين شعر است، به جهانيان نشان داد;
لَوْلا صَوارِمِهُمْ وَ وَقْعُ نِبالِهِم لَمْ تَسْمَعِ الاْذانُ صَوْتَ مُكَبِّرِ
رستاخيزى شد كه در آن اوج پرواز انسان هاى مخلص و خود را به خدا فروخته و از جان و مال و زن و فرزند گذشته آشكار گشت. و خطاب اِنّى اَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ2 خدا، به ملائكه از نو تفسير شد.
و حسين، عليه السّلام، را تا ابد اسوه و نمونه و مفخر مكتب شهادت و سيد اهل آبا و پيشواى شهداى راه حق و نجات انسانيت قرار داد.
قرآن كريم كه برترين و شريفترين معانى جهاد و شهادت، را به مسلمانان مى آموزد، كسانى را كه در اين مكتب جهاد و شهادت از خود و مال و وابستگان خود در راه اعلاى كلمه توحيد و نجات بشر از ذلّت عبوديّت غير خدا و استعباد زورگويان گذشت ندارند، به تهديد، سخت هشدار مى دهد، مى فرمايد: قُلْ اِنْ كانَ آبائُكُمْ وَ اَبْنائُكُمْ وَ اَخَواتُكُمْ وَ عَشيرَتُكُمْ وَ اَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تجِارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادِها وَ مَساكِنَ تَرْضَونَهُ اُحِبُّ اِلَيْكُمْ مِنَ اللهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٌ فى سَبيلِهِ فَتَرَبَّصُوآ حَتّى يَأْتِىَ اللهَ بِاَمْرِهِ وَ اللهُ لا يَهْدِى الْقَوْمَ الْفاسِقينَ.3
اين آيه به صراحت اعلام مى كند كه مسلمان بايد در راه خدا و پيغمبر و جهاد در راه خدا، از هر چه در نزدش عزيز و قيمتى است چشم بپوشد، سخن حق را بگويد، صراحت لهجه داشته باشد، با اهل بدع و گمراهيها براى اين جهات دنيايى به مسامحه و مجادله و حق پوشى عمل نكند. مى فرمايد: اگر پدران شما و پسران شما و برادران شما و همسرهاى شما و خويشاوندان و عشيره شما و اموالى كه ذخيره كرده و تجارتى كه از كساد آن مى ترسيد و خانه هايى كه براى خودتان پسنديده ايد، همه اينها محبوبتر باشد به سوى شما از خدا و پيغمبر خدا و جهاد در راه خدا، پس منتظر باشيد خدا فرمانش و عذابش را بياورد (و بر شما نازل كند)، از اين جهت و اين درك و معرفت است كه مى فرمايد: اَلا وَ مَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آلِ مُحَمَّد صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ماتَ شهيداً;4 اين معنايى است كه شهيد، يعنى آنكه در راه خدا به شهادت مى رسد، آن را درك مى كند و بايد آن را درك كند و داشته باشد. تا اگر شهادت هم نصيبش نشد، حال و روحيه شهيدان و دوستداران جهاد و شهادت را داشته باشد.
اين معناى بزرگ و مقام ارجمندى است و با اين اعلام خطر كه در اين آيه است همه و هر مسلمان، بايد آن را در خود پرورش دهد و حقيقتاً براى اسلام و دين، هميشه آماده فداكارى به مال و جان باشد.
و جهاد را در هر درجه اى كه فراهم مى شود، هر چند به امر به معروف و نهى از منكر باشد، ترك نكند كه فرمود: مَنْ تَرَكَ اِنْكارَ الْمُنْكَرَ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ وَ يَدِهِ فَهُوَ مَيِّتٌ بَيْنَ الاَْحْياء;5
البته در جهاد و امر به معروف و نهى از منكر، بايد ضوابط و برنامه هاى شرعى را كه در فقه بيان شده رعايت نمود و احساسى و سليقه اى عمل نكرد. امّا روحيه آمادگى براى دفاع از دين و نواميس مسلمين بايد در اين حدّى كه در آيه بيان شده است، همواره قوى و نيرومند باشد. تافرمان مبارك وَ اَعِدّوا لَهُمْ مَااسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّاللهِ وَ عَدُوَّكُمْ،6 اجرا شود و دشمنان هميشه از مسلمانان مرعوب و بيمناك باشند و انديشه تجاوز به حقوق و حدود آنها را ننمايند.
1 . بقره ، 154 ; و كسانى را كه در راه خدا كشته مى شوند ، مرده نخوانيد ، بلكه زنده اند ولى شما نمى دانيد .
2 . بقره ، 30 ; من چيزى مى دانم كه شما نمى دانيد .
3 . توبه ، 24 ; بگو اگر پدرانتان و پسرانتان و برادرانتان و همسرانتان و خاندانتان و اموالى كه به دست آورده ايد و تجارتى كه از كسادش مى ترسيد ، و خانه هايى كه خوش داريد ، در نزد شما از خداوند و پيامبرش و جهاد در راهش عزيزتر است ، منتظر باشيد تا خداوند فرمانش را به ميان آورد ; و خداوند نافرمانان را هدايت نمى كند .
4 . بحار ، ج 23 ، ص 233 .
5 . مفيد ، محمّد ، المقنعه ، ص 808 ; كسى كه نهى از منكر را ترك گويد ، گويى مرده اى در ميان زندگان است .
6 . انفال ، 60 ; و در برابر آنان هر نيرويى كه مى توانيد ، از جمله نگاهدارى اسبان ، فراهم آوريد ، تا به آن وسيله دشمن خدا و دشمن خود را بترسانيد .
+ نوشته شده در جمعه سوم فروردین 1386ساعت 20:43 توسط سيد جواد رباني | 2 نظر
شهادت و مقام شهيد
قالَ الله تعالى : وَ لاتَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فى سَبيلِ اللهِ اَمْواتٌ بَلْ اَحْياءٌ وَ لكِنْ لاتَشْعُرونْ.1
از اعظم قربات و اجلّ مقامات و درجات، شهادت فى سبيل الله است.
شهادت در راه خدا، در راه اعلاى كلمة الله، در راه احياى امرالله، در راه دفاع از دين و حدود و ثغور و نواميس مسلمين.
شهيد و شهدا، سعادتمندان و پاكبازانى هستند كه در ميدان جهاد فى سبيل الله از مرگ واهمه و انديشه اى ندارند، و نصرت حق و يارى دين خداو جهاد با دشمنان خدا را فوز عظيم مى دانند. و از ميان بارش باران اسلحه دشمن، خود را مظفّر و پيروز و نايل به احدى الحسنيين مى شمارند. اعلاى كلمه اسلام و بقاى دين و عزّت و شوكت مسلمين، همه از بركت فداكاريها و جانبازيهاى اين رادمردان از جان گذشته است.
در غزوات صدر اسلام، آنان كه در ركاب پيامبر اعظم، صلّى الله عليه و آله و سلّم، حقّ جهاد و شجاعت و مردانگى و ايثار و اخلاص و علاقه به حق را ادا كردند، فداكارانى بودند كه در رأس آنها و شخص اول آنها، فارس غزوات و ليث بى مانند غابات، قاتل سران كفر و شرك و فاتح قلاع جهل و استكبار، اميرالمؤمنين، امام على، عليه السّلام، بود كه در طول تاريخ پر از فراز و نشيب اسلام، هر كجا و در هر زمان و در هر عصر و توفان و هر سختى و بلا و هجوم اعدا، خط شهيد و شهادت و فرهنگ ايثار و فداكارى امت اسلام را سربلند و سرافراز نموده است.
خطى كه قيام سيدالشهدا، رهبر آزادمردان جهان، حضرت امام حسين، عليه السّلام، و يارانش را بوجود آورد و آن رستخيز عظيم را كه تا دنيا باقى و برقرار است همچنان در برابر كفر و ظلم يزيديان هر عصر و زمان در ستيز است، بر پاكى و واقعيت معنايى را كه در اين شعر است، به جهانيان نشان داد;
لَوْلا صَوارِمِهُمْ وَ وَقْعُ نِبالِهِم لَمْ تَسْمَعِ الاْذانُ صَوْتَ مُكَبِّرِ
رستاخيزى شد كه در آن اوج پرواز انسان هاى مخلص و خود را به خدا فروخته و از جان و مال و زن و فرزند گذشته آشكار گشت. و خطاب اِنّى اَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ2 خدا، به ملائكه از نو تفسير شد.
و حسين، عليه السّلام، را تا ابد اسوه و نمونه و مفخر مكتب شهادت و سيد اهل آبا و پيشواى شهداى راه حق و نجات انسانيت قرار داد.
قرآن كريم كه برترين و شريفترين معانى جهاد و شهادت، را به مسلمانان مى آموزد، كسانى را كه در اين مكتب جهاد و شهادت از خود و مال و وابستگان خود در راه اعلاى كلمه توحيد و نجات بشر از ذلّت عبوديّت غير خدا و استعباد زورگويان گذشت ندارند، به تهديد، سخت هشدار مى دهد، مى فرمايد: قُلْ اِنْ كانَ آبائُكُمْ وَ اَبْنائُكُمْ وَ اَخَواتُكُمْ وَ عَشيرَتُكُمْ وَ اَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تجِارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادِها وَ مَساكِنَ تَرْضَونَهُ اُحِبُّ اِلَيْكُمْ مِنَ اللهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٌ فى سَبيلِهِ فَتَرَبَّصُوآ حَتّى يَأْتِىَ اللهَ بِاَمْرِهِ وَ اللهُ لا يَهْدِى الْقَوْمَ الْفاسِقينَ.3
اين آيه به صراحت اعلام مى كند كه مسلمان بايد در راه خدا و پيغمبر و جهاد در راه خدا، از هر چه در نزدش عزيز و قيمتى است چشم بپوشد، سخن حق را بگويد، صراحت لهجه داشته باشد، با اهل بدع و گمراهيها براى اين جهات دنيايى به مسامحه و مجادله و حق پوشى عمل نكند. مى فرمايد: اگر پدران شما و پسران شما و برادران شما و همسرهاى شما و خويشاوندان و عشيره شما و اموالى كه ذخيره كرده و تجارتى كه از كساد آن مى ترسيد و خانه هايى كه براى خودتان پسنديده ايد، همه اينها محبوبتر باشد به سوى شما از خدا و پيغمبر خدا و جهاد در راه خدا، پس منتظر باشيد خدا فرمانش و عذابش را بياورد (و بر شما نازل كند)، از اين جهت و اين درك و معرفت است كه مى فرمايد: اَلا وَ مَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آلِ مُحَمَّد صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ماتَ شهيداً;4 اين معنايى است كه شهيد، يعنى آنكه در راه خدا به شهادت مى رسد، آن را درك مى كند و بايد آن را درك كند و داشته باشد. تا اگر شهادت هم نصيبش نشد، حال و روحيه شهيدان و دوستداران جهاد و شهادت را داشته باشد.
اين معناى بزرگ و مقام ارجمندى است و با اين اعلام خطر كه در اين آيه است همه و هر مسلمان، بايد آن را در خود پرورش دهد و حقيقتاً براى اسلام و دين، هميشه آماده فداكارى به مال و جان باشد.
و جهاد را در هر درجه اى كه فراهم مى شود، هر چند به امر به معروف و نهى از منكر باشد، ترك نكند كه فرمود: مَنْ تَرَكَ اِنْكارَ الْمُنْكَرَ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ وَ يَدِهِ فَهُوَ مَيِّتٌ بَيْنَ الاَْحْياء;5
البته در جهاد و امر به معروف و نهى از منكر، بايد ضوابط و برنامه هاى شرعى را كه در فقه بيان شده رعايت نمود و احساسى و سليقه اى عمل نكرد. امّا روحيه آمادگى براى دفاع از دين و نواميس مسلمين بايد در اين حدّى كه در آيه بيان شده است، همواره قوى و نيرومند باشد. تافرمان مبارك وَ اَعِدّوا لَهُمْ مَااسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّاللهِ وَ عَدُوَّكُمْ،6 اجرا شود و دشمنان هميشه از مسلمانان مرعوب و بيمناك باشند و انديشه تجاوز به حقوق و حدود آنها را ننمايند.
1 . بقره ، 154 ; و كسانى را كه در راه خدا كشته مى شوند ، مرده نخوانيد ، بلكه زنده اند ولى شما نمى دانيد .
2 . بقره ، 30 ; من چيزى مى دانم كه شما نمى دانيد .
3 . توبه ، 24 ; بگو اگر پدرانتان و پسرانتان و برادرانتان و همسرانتان و خاندانتان و اموالى كه به دست آورده ايد و تجارتى كه از كسادش مى ترسيد ، و خانه هايى كه خوش داريد ، در نزد شما از خداوند و پيامبرش و جهاد در راهش عزيزتر است ، منتظر باشيد تا خداوند فرمانش را به ميان آورد ; و خداوند نافرمانان را هدايت نمى كند .
4 . بحار ، ج 23 ، ص 233 .
5 . مفيد ، محمّد ، المقنعه ، ص 808 ; كسى كه نهى از منكر را ترك گويد ، گويى مرده اى در ميان زندگان است .
6 . انفال ، 60 ; و در برابر آنان هر نيرويى كه مى توانيد ، از جمله نگاهدارى اسبان ، فراهم آوريد ، تا به آن وسيله دشمن خدا و دشمن خود را بترسانيد .
+ نوشته شده در جمعه سوم فروردین 1386ساعت 20:43 توسط سيد جواد رباني | 2 نظر
خصوصیات بارزاخلاقی
معلم بسیجی شهید عبدالرضا محمدی بردبری
فردی با اخلاق حسنه وپسندیده ،اهل نماز وتقوا بود ،به ائمه معصومین علیهم ا لسلام بویژه امام زمان (عج) علاقه خاص داشت ،به امام خمینی ره وولایت فقیه اعتقاد قوی داشت ودر هر برنامه ای یا نامه ای درود وسلام بر اما م وشهیدان وعرض ادب به امام عصر (عج) از اهم موضوع وی بود ،صله ارحام وسرکشی ودیدار با اقوام وبستگان بطور متداوم وبانظم در کارهای ایشان قرار داشت ،احترام به والدین ودیگران و توجه به خواسته های آنان بسیار برایش با اهمیت بود ، همیشه خنده برلبان وی نمایان بود وهرگز باخشم وتندی باکسی برخورد ی نکرد ،شوخ طبع وبااخلاق بود ،کمک به نیازمندان در برنامه های هفتگی وی قرار داشت،عیچگاه درجاییکه غیبت دیگران می شد نمی ماند وتاکید میکرد مراقب باشید خداناظر است ،اهل مطالعه وتفکربود بیشتر کتابهایی در ابعاد شخصیتی حضرت امام ره و انقلاب اسلامی وولایت فقیه وقیام وانقلاب امام زمان (عج) وشهدای انقلاب مطالعات عمیق داشت ، ایشان در تمام ابعاد زندگی معلم اخلاق بود وبه مکتب عاشورا وشهدای نهضت کربلا در همه امور مادی ومعنوی وتحصیلی وکار وتلاش در کنار پدر وبرادران وبستگان توجه ویژه ای داشت ،در آیات قرآن ودعای کمیل وتوسل وزیاررت عاشورا عمیقا تدبر می نمود ، به سبب اخلاق نیکو وتوجه به دوست ، دوستان زیادی داشت وهمیشه جویای احوال دوستان خود بود هیچ دوستی را کمتر از برادر نمی دانست ،در نامه ها ودست نوشته های خود هرگز از یاد ونام پروردگار متعال وائمه (ع) غافل نبود ،عیلرغم اینکه خانواده از وضع مادی خوبی برخوردار بودند همیشه ساده زیست وبی آلایش بود واصلا تجمل گرا ومادی نبود ، در برخوردها عاطفی وبااخلاق شایسته ونیکو عمل میکرد ،اهل بخشش واحسان بود.
به نماز اول وقت توجه خاص داشت وذکر خدای خویش را همیشه برلب داشت ،
روحش شاد ویادش گرامیباد
نوشته شده توسط محمدكريم رحماني پور
برچسب:
نویسنده: آرمان اسدیان